هدیه‌ی روز پدر: شهری که او هر صبح از آن رد می‌شد

شهر را انتخاب کن
تابلوی نقشه‌ی تبریز با قاب سفید

پدرت سال‌ها هر صبح از یک مسیر رفته. شاید پیاده تا ایستگاه، شاید با ماشین از چهارراهی که هنوز همه به اسم قدیمش صدایش می‌کنند. او این مسیر را از بر است و تو شاید هیچ‌وقت نپرسیده‌ای دقیقاً از کجا می‌رفت.

پدرها کم از خودشان حرف می‌زنند، ولی از کارشان زیاد. قصه‌ی اولین مغازه، اداره‌ای که حالا جایش برج ساخته‌اند، شهری که وقتی آمد هنوز این‌قدر شلوغ نبود. همین تکه‌ها را می‌شود کنار هم روی نقشه گذاشت.

سؤال درست او را به حرف می‌آورد. مثلاً بپرس اولین حقوقش را کجا گرفت، یا از کدام خیابان سر کار می‌رفت وقتی هنوز ماشین نداشت. جواب‌ها معمولاً با جزئیات می‌آیند، گاهی حتی با اسم صاحب‌مغازه‌ی بغلی. یادداشتشان کن. بعضی‌هایشان را حتی مادرت هم نشنیده و همین‌ها بهترین برچسب‌ها می‌شوند.

بعد نوبت نقشه است. شهرش را در مپوریا انتخاب کن و هر جایی که در قصه‌ها آمد، با یک ضربه روی نقشه پین کن. هر پین یک آیکون دارد و یک برچسب کوتاه، مثل «کارگاه»، «اولین مغازه» یا «ایستگاه هر روز». اگر عکسی از آن سال‌ها هست، کنار پین می‌نشیند. سبک رنگ را انتخاب می‌کنی و قاب را موقع پرداخت؛ برای اتاق پدر، قاب ساده‌تر معمولاً بهتر می‌نشیند.

روی دیوار که برود، مهمان‌ها جلویش می‌ایستند و او حالا بهانه دارد که بگوید «این‌جا سی سال کار کردم». اگر از او دوری، آدرسش را موقع پرداخت بنویس.

ایده‌ها

شهرها

سوالات متداول

پدرم با گوشی و برنامه کار نمی‌کند. مشکلی پیش می‌آید؟

نه. طراحی با توست و او یک تابلوی چاپ‌شده و قاب‌شده می‌گیرد که فقط باید به دیوار زده شود.

محل کار قدیمی‌اش دیگر وجود ندارد. باز هم پین بگذارم؟

نقشه شهر امروز را نشان می‌دهد، ولی پین را می‌توانی روی همان نقطه بگذاری و برچسبش را «کارخانه‌ی قدیم» یا اسم قدیمش بنویسی.

پدرم راننده بوده و همه‌ی شهر را می‌شناسد. از کجا شروع کنم؟

از جاهایی که در قصه‌هایش تکرار می‌شوند. ده پین با برچسب‌های دقیق بیشتر از پنجاه پین بی‌نام حرف می‌زنند.

شهر را انتخاب کن

ورود یا ثبت‌نام

برای ادامه لطفا شماره تلفن خود را وارد کنید.
شماره موبایل